تبليغاتX
کاش در دهکده عشق فراوانی بود ! -

تقدیم به چشم هایی که در راه ماندند و دل هایی که آنها را راندند ، تقدیم به اشک هایی که غرورشان شکست و عهدهایی که کسی آنها را نبست .

زندگی شیبی ست ؛ عشق سیبی ست و وای بر حال آن که در عشق پای بند نظم و ترتیبی ست ، و اما تو، قرار نبود آن وقت های تو جایشان را با این وقت های من عوض کنند .

قرار نبود عشق هم مثل گیلاس ؛ بوسه ، عیدی و تعطیلات تابستان اولش قشنگ باشد . قرار نبود کسی سختش باشد بگوید دوستت دارم . قرار نبود کسی به هوای نشکستن دل دیگری بماند  . قرار بود هرکس به هوای نشکستن دل خودش بماند .

قرار نبود هر چه قرار نیست باشد . قرار تنها بر بی قراری بود و بس گمان نمی کنم گناه من سنگین تر از نگاه تو باشد ، اما یقین دارم که کودک دلت کمتر از پیش بهانه ی لالایی های شعر گونه ام را می گیرد ، مهم نیست فقط یک چیز یاد همه بماند .

زیر سایه ی امن ترین سایه بان هستی دلواپس دلواپسی های یکدیگر باشیم ...

 

نوشته شده توسط مریم - خ در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385 ساعت 11:55 قبل از ظهر | لینک ثابت |