تبليغاتX
کاش در دهکده عشق فراوانی بود !
خیلی وقته که نوشتنم نمی آد ! آخه از چی بگم ؟ از اینهمه فکر و خیال که توی مغز سرم دیگه جا نمی شن یا از اینهمه دلخوشی که یکی یکی نازل میشه !

به خودم می گم زنده باد گریه کردن که فقط اونه که می تونه آدم رو سبک کنه حتی موقعی هم که با صدای بلند می خندی آخرش یه جورائی اشکت در میاد !

خوب زندگی اینه ! حالا دوباره میرم نمی دونم کی به سرم بزنه که بیام دوباره بنویسم این مدت خیلی چیزها می تونستم براتون بگم اما شدم مثل یه آدم یخزده که داره زیر اینهمه تنهایی آب میشه !

 

نوشته شده توسط مریم - خ در شنبه شانزدهم تیر 1386 ساعت 11:57 قبل از ظهر | لینک ثابت |